تبليغاتX


حاج آقا یا حق
<script>window.location="http://www.yahaq.org" </script>

وقتي براي گل زدن تيم ملي دستهايت را براي دعا كردن بالا مي ياري يادت باشه دعاي تو خيلي كار سازه و از اون مهم تر اينكه فراموش نكني كه خيلي ها منتظر اين هستند تا دستهايت را بالا بياوري و برايشان دعا كني مخصوصا امام زمان كه در اون موقع كه نگاهت به تلويزيون دوخته است او برايت دعا مي كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 17:25  توسط سین.میم  | 

به نام خدا

شب آخر زندگي امام بود. تاريكي بر همه جا حكمفرما بود. از آسمان تيره و ابري، نم نم باران ميباريد. امام از ساعت يك و نيم بعدازظهر، روي تخت بيمارستان بيهوش شده بود. صورت بيخون امام، نشانه ي ضعف او بود. پزشكان با نااميدي به صورت لاغر و استخواني امام نگاه ميكردند و در دل ميگفتند:« اي كاش خدا، سلامت را به امام بازميگرداند!» هنگام مغرب، با شنيدن صداي اذان، يكي از نزديكان امام آهي از سينه برآورد و سكوت را شكست. - آقا! وقت نماز است. امام كه ساعتها به هيچ صدايي عكس العمل نشان نداده بود، وقتي اين حرف را شنيد، ابروهايش را به آرامي تكان داد. امام با حركت ابروها، آخرين نماز مغرب و عشاي خود را خواند. قطره هاي اشك در چشمها و روي گونه هاي پزشكان درخشيد.

 

يا حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 15:5  توسط سین.میم  |